Thursday, March 14, 2013

پژواک های عشق، آلبومی که جایزه گرمی موسیقی را گرفت

عمر اکرم، پیانیست و آهنگساز افغان_ آمریکایی در پنجاه و پنجمین دوره از مراسم موسیقی گرمی مشهور به گرامافون، جایزه بهترین آلبوم ( نیو ایج ) یا موسیقی عصر نو را برای آلبوم پژواک های عشق دریافت کرد.
این اولین جایزه از معتبر ترین مراسم موسیقی غرب برای یک آهنگساز فارسی زبان از افغانستان است. اهالی دنیای موسیقی در غرب و مطبوعات آن، از جایزه گرمی به عنوان اسکار موسیقی یاد می کنند و آن را مهم تراز اسکار در سینما می دانند.

پژواک های عشق، چهارمین آلبوم موسیقی بی کلام است که به گفته خود عمر اکرم، بیش از دو سال روی نت موسیقی و تنظیم آلبوم آن کار کرده و در سال ۲۰۱۲ به کامل شد. سه آلبوم قبلی او بنام های ( عقیق آتش ) ۲۰۰۲، ( آزاد همچمون پرنده ) ۲۰۰۴ و آلبوم ( سفر اسرار آمیز ) که در سال ۲۰۰۷ ارائه کرده است. نوازندگانی که با عمر اکرم در این چهار آلبوم نواخته اند، رومان استگنارو گیتاریست پرویی که برای آندری بوچلی و جاش گوربن می نوازد، پدرو استاچه فلوت نواز ونزوئلایی که با یانی کار می کند، چارلی بشارت ویلون نواز فلسطینی- آمریکایی و میلاد یوسفی طبله نواز افغانستان است.
پیانیست عاشق
پائولو کوئلیو نویسنده برزیلی در سال ۲۰۰۷ در مصاحبه ای با مجله کنسرتو، چاپ برزیل از علاقه خودش به موسیقی بی کلام عمر اکرم یاد کرده بود و در آنجا گفته بود که کار های این پیانیست، روح آرامش را در آدم زنده می کند. پائولو کوئلیو چند قطعه از موسیقی عمر اکرم را نیز در سایت خود منتشر و آن را به علاقمندان آثار خود معرفی کرد.
علاقه این نویسنده برجسته دنیا به کار های این آهنگساز افغان جای خود را دارد اما در حقیقت باید گفت که خود عمر اکرم از روح عاشقانه، آرام و سرشار از شعر و مکاشفه برخورداراست. موسیقی بی کلام او خود شعر عاشقانه ای است که نیاز به هیچ متن شعری و آواز ندارد. موسیقی او شعر و نجوای دل است. در صحبتی که با عمر داشتم می گفت، همیشه تلاش کردم نت موسیقی را از دل و قلبم بنویسم و هر وقت شروع کردم به نوشتن و تنظیم آن، خودش مثل باران جاری شده و سپس با احساس درونم آن را در پیانو نواخته ام.
او در باره آلبوم پژواک های عشق می گوید که این آلبوم ثمره عشق به خانم اش (مهری طاهری) و دختر خرد سال اش ( آریا ) است. این آلبوم دارای دوازده قطعه موسیقی بی کلام است که آهنگساز در آن سیر یک عشق و دلداگی را از آغاز تا انجام بیان می کند.
تصویر سازی با موسیقی
آلبوم پژواک های عشق سرشار ازحس تصویری است. آغاز عشق، باور یافتن و وصل و پیوند دو عاشق در این آلبوم همانند تماشای یک فیلم رمانتیک است. هر مخاطبی می تواند با شنیدن این آلبوم، فضای تصویری خاصی در ذهن خود حس کند، تصاویر خاطره انگیز، جذاب و عاشقانه ای که عمر اکرم آن را با ظرافت و حس عمیق روانشناسانه در موسیقی ایجاد کرده است.


بی دلیل نبوده است که تاکنون چند تن از فیلمسازان هالیوود پیشنهاد ساخت موسیقی متن فیلم را به عمر اکرم داده اند، پیشنهادی که او فرصت اجرای آن را نداشته اما دوست دارد تا برای فیلم نیزموسیقی متن بسازد.
با بررسی چند قطعه ازآلبوم پژواک های عشق، تلاش آهنگساز برای تصویر سازی در فضای موسیقی را به خوبی می توان حس کرد.
قطعه اول با نام ( پژواک عشق ) با یک حس کیهانی همراه است و سپس شروع یک رابطه عاشقانه میان عاشق و معشوق. آهنگساز ترکیب بسیار موزون و زیبایی را با پیانو، ویلون ، فلوت و گیتارخلق کرده است و در نیمه این قطعه، نجوای عاشقانه با تک نوازی ویلون و پیانو اوج می گیرد و سپس فرود آرام و دلنشین با پیانو و فلوت. این قطعه جرقه یک عشق را بیان می کند و یکی از زیبا ترین قطعات آلبوم است.
قطعه سوم ( روز دوست داشتنی ) نام دارد که با پیانو، طبله، گیتار، فلوت و ساکسیفون نواخته شده است. روز دوست داشتنی همان روز ملاقات دوباره دو عاشق است. در آغاز و میانه این قطعه، آوا و زمزمه کوتاه دو عاشق را می شنوید که با زبان اردو با هم همنوایی دارند و سپس عمر اکرم با ترکیب سازها، حس سفر، مکاشفه و سوز و گذاز عاشقانه در دشت و صحرا را ایجاد کرده است. این قطعه ترکیبی از موسیقی شرق و غرب است.
قطعه پنجم که (سرانجام خانه) نام دارد حس بازگشت دو عاشق از یک سفر را القا می کند. سفری که در آن به درک و باور رسیده اند. آهنگساز در این قطعه، گفتگو و سرمستی دو عاشق را در قالب تک نوازی پیانو، گیتار و ویلون نواخته است و با اوج گرفتن ویلون و ساز پرکاشن، موسیقی به اوج مستی می رسد. این قطعه یکی از تصویری و سینمایی ترین قطعات این آلبوم است.
قطعه هفتم (روح آزاد) با پیانو شروع می شود. این قطعه تلاش کرده است تا حس غواصی و شنا در اقیانوس را ایجاد کند. شنا و غواصی دو روح عاشق. دیگر ترس و واهمه و اضطراب وجود ندارد. آنچه است حس آزادی دو روح است، حس سبکبالی و یگانگی.
قطعه هشتم (امید من تویی) این قطعه آدم را به یاد تصویر سازی در شعر سهراب سپهری می اندازد.
دشت های چه فراخ!
کوه های چه بلند!
در گلستانه چه بوی علفی می آمد!
آهنگساز در این قطعه، دو عاشق را به دشت های فراخ و سر سبز می برد. آنجا که فقط نور و آرامش است، سکون و سکوت است و آنجا که بوی سبزه و نمناکی زمین سیراب شده از باران است. طبیعت بیکرانی که فقط دو عاشق را در آغوش گرفته است. تک نوازی زیبای پیانو و ویلون تمثیل حضور و گفتگوی دو عاشق با هم است. گفتگوی عاشقانه ای که در آن هیچ کلامی رد وبدل نمی شود و آنچه هست فقط احساس است و موسیقی.
اما قطعه دهم (گریه برای عشق) نام دارد. دو عاشق به هم رسیده اند و از خوشحالی برای عشق شان می گریند. برای این درخت عشقی که در درون آنان رشد کرده است و اکنون زیر سایه آن آرام گرفته اند شکر گذاری دارند و اشک شوق می ریزند. تک نوازی ویلون و همراهی پیانو در این قطعه این حس را با ظرافت و زیبایی خاص خلق کرده است.
قطعه دوازدهم و پایانی (شادمانی) که فقط پیانو است و هیچ ساز دیگری در آن استفاده نشده است. آنچه از شنیدن این قطعه حس کردم این بود که عمر اکرم این تک نوازی پیانو را فقط برای عشق زندگی اش نواخته است. وقتی از خودش پرسیدم، گفت: دقیق است، این قطعه را برای خانمم (مهری) و به نام او نواخته ام. این تک نوازی پیانو بی نهایت عاشقانه است و حس نیمه های شب و رقص موزون ستارگان را دارد. عمر اکرم در این قطعه غرق سرور و سپاس است، سپاس از زندگی و سپاس از عشق خودش.
عمر اکرم و جای خالی موسیقی بی کلام در افغانستان
هفت سال پیش زمانی که از کابل به تهران سفر داشتم، در کابل کسی عمر اکرم و موسیقی او را نمی شناخت. علت آن هم روشن بود، موسیقی افغانستان بیشتر آوازی است و تاثیر پذیر از سبک هندی. اما وقتی در تهران در کتاب فروشی ها و مراکز فروش محصولات موسیقی در خیابان دانشگاه و ولی عصر رفتم، آلبوم های موسیقی عمر اکرم به عنوان پرطرفدار ترین موسیقی آرام بخش فروخته می شد.
در داخل افغانستان مکتب عالی موسیقی به صورت آکادمیک موسیقی را تدریس می کند که طی چند سال اخیر با تلاش اقای سرمست رشد خوبی داشته است. اما ذوق حاکم، موسیقی آوازی و آواز خوان شدن است و کمتر آهنگسازی در داخل این کشور به موسیقی بی کلام توجه دارد. در خارج از افغانستان شرایط بهتر است. تعدادی از نوازندگان و آهنگسازان افغان در اروپا و آمریکا علاقمند کار در عرصه موسیقی بی کلام اند، از جمله خالد آرمان، حکیم لودین و ببرک وسا در اروپا کار های ارزشمندی را انجام داده اند. اما عمر اکرم در آمریکا پیشتاز این حرکت جدی موسیقی است. او می تواند جای خالی موسیقی بی کلام را در افغانستان پر کند و در آموزش حرفه ای آن کمک کند. عمر اکرم علاقمندی خود را برای گسترش این نوع موسیقی در بین آهنگسازان جوان افغان در داخل و خارج ابراز کرده است.

جایزه گرمی و پروژه های جدید

عمر اکرم پس از دریافت جایزه گرمی برای بهترین آلبوم موسیقی عصر نو، پروژه های زیادی را برای گسترش کارهایش دریافت کرده است. اما آنچه او در نظر دارد گسترش کنسرت ها و تور های موسیقی اش از آمریکا به اروپا و سایر قاره ها است. اکثریت علاقمندان موسیقی او را غربی ها تشکیل می دهند اما اکنون بسیاری از شرقی ها نیز مشتاق شنیدن موسیقی و حضور در کنسرت های او هستند. عمر اکرم می گوید، بی نهایت دوست دارم روزی یک کنسرت بزرگ موسیقی بی کلام را در سرزمین اصلی و پدری ام افغانستان برگزار کنم و در آن تاثیر بزرگ موسیقی آرامش بخش را به اجرا بگذارم.
از پروژه های دیگر این پیانیست و آهنگساز، ساخت موزیک متن برای فیلم است که هالیوود برای او پیشنهاد کرده است. او از ساخت موسیقی متن فیلم به عنوان پروژه ای یاد می کند که سخت علاقمند آن است و به زودی شروع خواهد کرد. عمر اکرم از علاقمندی و برنامه خود برای ارایه کار مشترک با آندری بوچلی نیز یاد کرد که می خواهد برای آهنگ های این آواز خوان نابینا و مشهور ایتالیایی موسیقی بسازد.
عشق به خانواده و زبان فارسی
هر چند عمر اکرم به دلیل شغل پدرش که یک دیپلمات بوده، سال های اندکی را در افغانستان زندگی کرده اما سخت به فرهنگ شرقی و سرزمین پدری اش عشق می ورزد. عمر می گوید که پدر و مادرش در دوران زندگی در چند کشور و بلاخره ماندگار شدن در آمریکا، همیشه در خانه با او به زبان فارسی گپ زده اند و برای همین هیچگاه زبان مادری اش را ترک نکرده است. او می گوید که خود و خانم اش نیز در خانه با دختر خرد سال شان به زبان فارسی صحبت می کنند.
و دیگر اینکه این پیانیست و آهنگساز سخت به خانواده اش عشق می ورزد. عشقی که باعث خلق آلبومی شد که جایزه گرمی یا به تعبیر خود غربی ها اسکار موسیقی را دریافت کرد.

عبدالحسین دانش
منتقد هنری

منبع: وب سایت بی بی سی



No comments:

Post a Comment