Tuesday, May 17, 2016

امروز چرا گریه کردم! !!

شب گذشته برای ما وظیفه سپردند تا فردا در نزدیکی دهمزنگ (درست همان جای که آخرین توقف گاه برای مظاهره چیان تعین شده بود) امنیت را تأمین نماییم وبرای ما اجازه داده شده بود، و دستور دادند: که اگر فردا کسی از مظاهره چیان از کانتینر ها گذشت و یا بسوی شما حمله کرد شما میتوانید بروی آنها شلیک کنید.
امروز صبح اول به خانه زنگ زدم و احوال همسر و فرزندانم را جویا شدم؛ چون: از لابلای گفته های دیشب سرکروپ فهمیدم که شاید! فردا کدام اتفاقی برایم در بین صد ها هزار نفر - اگر به تشنج کشیده شود - بیافتد.
درست صبح به محل تعین شده رفتیم 
و بعد از چند ساعتی اولین گروه مظاهره چیان به ما نزدیک شدند (درست نزدیک همان استکاه آخر) با خود گفتم: حال دیگر وقتی آن لحظه فرا رسیده که ممکن است آنها با ما درگیر شوند و ما هم دست به شلیک بزنیم، اما؛ وقت آنها به ما نزدیک شدند دیدم چند تا از مظاهره چیان به طرف ما آمدند و بر خلاف تصور دیدم که در دستان شان گل دارند و برای هر کدام مان یک شاخه گل تقدیم کردند.
همان لحظه اتفاق عجیبی برایم رُخ داد! که هیچ وقت در مدت ده سالِ که در وظیفه بودم برایم رخ نداده بود؛ حتی شهادت بهترین رفیقم را در جبهه جنگ دیدم اما هیچ وقت گریه نکردم و دلم نشکسته بود... ولی، بعد از دریافت شاخه گل احساسم را کنترول کرده نتوانستم رفتم به گوشه ای نشستم و تفنگم را زیر گلویم فشردم زار زار گریه کردم . 
امروز دانستم که تفنگ راه حل برای کشورم نیست.
نوت: بدون تغییر محتوا متن ویرایش گردیده است

نقیب الله الکوزی سرباز اردو ملی

Monday, May 16, 2016

ساکت نمی شویم برادر نمی شود

این بار نه ! نمی شود از گریه‌ها گذشت 
یا از جنازه‌ یا سر شکریه‌ها گذشت 
این بار حرف! بر سر بودای پاره است 
این بار حرف!درد دل هر هزاره است 
بودا ز شرم ریخت! ز بی غیرتی ما 
صلصال ریخت در دس بی همتی ما 
باور کنیم ما نه حریص و نه برده ایم
در حسرت رسیدن حق نیز مرده ایم
ما گفته ایم بلخ و سمنگان و قندهار
ما گریه کرده ایم به هر جسم بی مزار
وقتی نگاه گرگ به ما مثل بره است 
چوپان قریه هم چو سراشیب دره است 
ساکت نمی شویم برادر! نمی شود 
با گرگ های قریه سفر! نه نمی شود
مصطفا هزاره

Sunday, May 15, 2016

من هم به تحقیر ریس جمهور راضی نیستم

●من هم به تحقیر ریس جمهور خود  راضی نیستم تازمانی که او به تحقیر ملتش راضی نباشد ،
●آبروی ریس جمهور در بیرون از کشور آبروی تمام ملت است به شرط که در داخل به ملت خویش آبرو گذاشته باشد.
●ریس جمهور نماینده یک ملت است تازمانیکه او ملت را از خود بداند و به حقوق و خواست مشروع ملتش احترام بگزارد.
 پ ن : 
ای کاش جلسه لندن به خشونت نمی گرایید و ای کاش ما صدای عدالت را قومی نمی دانستیم ، ای کاش توهین کردن یا توهین نکردن را قومی نمی شمردیم و ای کاش به ریس جمهور خود قومی فکر نمی کردیم و فقط دید گاه شخصیتی ،ملی وانسانی می داشتیم  و او هم قومی فکر نمی کرد تا این همه بدبختی نداشتیم و عمر گران بیهوده صرف نمی کردیم.