Tuesday, April 11, 2017

روز پدر مبارک

از این‌که امروز چقدر برای ما مناسبت «روز پدر» را تعریف می‌کند، بگذریم. این غزل از حسن آذرمهر عزیز به‌زیباییِ تمام حرف ما برای پدرهاست، برای پدرهایی که بیش می‌خواستند و ما کم شدیم:

پدر! تو غصه نخور من همیشه در بدرم
فقط بخند به این سرنوشت بی‌پدرم
پدر برای خودم آدم بزرگ شدم
ولی برای شما تا هنوز درد سرم
برای این‌که تو خوبی چقدر بد هستم
پدر ببخش مرا بچه‌ام هنوز خرم
پدر ببخش که شب دیر خانه می‌آیم
و از تمامی احوال خانه بی‌خبرم
پدر بد است همین‌که برای یک دختر
تمام روز -بدون بهانه- خون جگرم
بد است این‌که به سگرت پناه میبرم و
ز روی زندگی‌ام بی‌علاقه میگذرم
ولی چه‌کار کنم سرنوشت من این است
همین‌که تازه‌ترین خار چشم یک پدرم

Thursday, March 16, 2017

هزاره هویت تباری و قومی است


دکتر حفیظ شریعتی سحر
هرکه در خون و تبار با هزاره‌ها یکی است، هزاره است. پس هزاره‌های سنی، اسماعیلی و... هزاره‌اند. در طرف دیگر، هرکه به گویش هزارگی سخن می‌گوید، با فرهنگ، آداب و رسوم، باورها و ارزش‌های مردمی، فرهنگ‌شفاهی، دل‌بستگی عاطفی به سرزمین هزاره‌نشین، حس دلتنگی به این دیار، تاریخ، سرنوشت، آینده با هزاره‌ها مشترکند، هزاره‌اند. از این نظر، سیدهای هزاره، هزاره‌اند؛ ولو خودشان را اکنون سادات بخوانند. بر طبلی بکوبند که قوم جداگانه‌ایم. باشند. مادر سید مصطفی کاظمی در جوابم که پرسیدم  او کجا است. گفت: «آتی مه او دَ اوغانستان رفته».
سید پشتون، پشتون است و سید ازبک و تاجیک ازبک و تاجیکند. سید هزاره هم هزاره است. در تمام منطقه چنین است.
سیدهای هزاره در طول تاریخ مانند هزاره‌ها به خاطر مذهب و باورهای قومی و فرهنگی هزارگی‌شان رنج کشیده‌اند و تبعیض دیده‌اند. این رنج تبعیض و تعصب اکنون نیز ادامه دارد، چه خود را هزاره بدانند و چه ندانند.
من سید هزاره را هزاره می‌دانم. نه از نظر تباری بلکه از نظر قومی و فرهنگی و همان که گفته شد:«قوم مقوله‌ی تباری نیست، فرهنگی است.»
همین طور تمام شیعیان افغانستان در تقسیم‌بندی قومی در افغانستان هزاره‌اند. چون قوم یک مقوله‌ی تباری نیست. فرهنگی است. مذهب یکی از مقوله‌های فرهنگی است که در افغانستان شیعیانش هزاره‌اند.
سیدهای هزاره از نظر تباری عربند، از نظر قومی هزاره‌اند. به جدم قسم که غیر از این نیست. از سید جاوید بپرسید.
هزاره، هزاره است، می‌ماند. به نفع شیعیان دیگر است که خود را جدا نخوانند. گوسپندِ جدا از چوپان و رمه را گرگ می‌خورد.
باهم باشیم.
یاهو

Wednesday, March 8, 2017

یوغ بردگی

#به_مناسبت_هشت_مارچ

يوغ بردگي ...

طلا؛ يكي از قوي ترين مُهر سكوت كه ميتواند خانمها را به حيوان بي زبان تبديل كند.
ميگويند: بيشترين طلاي زينتي جهان را خانمهاي عرب و خانمهاي قبائل سنتي هندوستان در اختيار دارد و جالب اينكه همين خانمهاي طلاپوش عرب و هندو بالاترين ميزان خشونت، محدوديت و حقارت را صرف به لحاظ جنسيت شان، متحمل ميشوند. زنان عرب از طبيعي ترين حقوق شان محروم هستند و هر دو، از جمله قربانيان خرافات مذهبي و فرهنگي حاكم بر جامعه شان هستند با اين وجود اما هيج گاه "جنبش هاي آزادي خواهي زنان" در تاريخ اين دو جغرافيا شكل نگرفته اند. زرق و برق فريبندهء اين يوغ، چشمان زنها را بر روي حقايق تلخ زندگي شان، كور و تمام رؤيا و اهداف شان را به سبك و سنگين كردن اين يوغ، خلاصه كرده اند. ميان وزن اين طلاها و مطيع نمودن خانمها، رابطهء مستقيم وجود دارد. به هر اندازه كه بتوانيد بر دست و گردن خانمها ازين فلز جادو كننده بندازيد، به همان ميزان او را مطيع يا بردهء خود كرده ايد .
خيلي دور نرويم همين جامعه خودمان، شخص خودم شاهد هزاران دختري بوده ام كه تمام رؤياهاي قشنگ،اهداف، شعور، آزادگي و بالندگي، غرور و حتي كرامت انساني اش را به قيمّت همين "يوغ بردگي" فروخته اند و چه ارزان!
دختراني را ميشناسم كه تا قبل از ازدواج، يك تكه انرژي، تلاش و رؤياي آزادگي استند اما با كمال تأسف كه دو خانواده به كمك هم، به راحتي ميتوانند تمام آرزوهاي قشنگ اين را دختر را تحت شعاع زرق و برق فريبنده ي اين "فلز" قرار بدهند و چه بسا خانواده هايي را ديده ام كه با قدرت جادويي همين "يوغ بردگي" توانسته اند كه اعتراض دخترانش را مبني بر ازدواج هاي قبل از وقت و ازدواج هاي تحميلي، خاموش كنند .

نویسنده عزیزه کریمی