Thursday, February 26, 2015

پنجشیر عزیز دراندوه توشریکیم!



"خداوند شهدا را مغفرت کند به خانواده شان صبر جمیل نصیب کند"!!

ابداع شيو های جديد مقاومت زنان در برابر اپارتاييد جنسی

کبرا خادمی

کبرا خادمی
نبشته :زلمی کاوه

زنان معاصر افغان و بويژه نسل جديد به اشکال مختلف عيله رژيم سلطه مقاومت می کنند. رژيم مسلط را که درتلاش است بدنش را به ماشين توليد مثل و ابژه جنسی فروکاست کندرا به مصاف می کشد. يکی ازين شيوه ابداع جديد لباس های است که اعضای جنسی شده تن زن را بر جسته می کند. اين ابداع به مثابه اعلام مقاومت است. مقاومت دربرابر اراده ارتجاع و ماشين سلطه. اين لباس ها امروز در اعتراض به آپارتاييد جنسی بواسطه يک عده از زنان در شهر کابل پوشيده شد.
چنانچه می دانيم بدن مرکز فعل و انفعالات همه چيزی انسان بوده و تمامی فعاليت های بشر با بدن درارتباط است. اما هيچ چيزی به اندازه ی بدن در زندگی بشر جنجال بر انگيز نبوده است. از استثمار در اشکال گوناگون آن گرفته تا توليد مثل، زندانی، سربازی وعشق در بدن و از طريق بدن ماديت يافته است. بدن مورد تقديس قرار گرفته و هم مورد نفرين. بدن چه بدن تصور شده وچه بدنی زيسته درهمه ی حالت ها در مرکز همه چيز بوده و می باشد. برخی ها بدن را به رويا بدل می کنند و عده از بدن سود می برند و گروهی هم از بدن بهره گيری ابزاری انجام می دهند.

اما از آنجا که در افغانستان و خيلی از کشور های جهان بدن زن در اختيار خودش نيست ، اشغال شده است وزن بر آن مالکيت ندارد، اين روش خلاق مبارزاتی شيوه ی نوين از مبارزه با تبعيض است که تاثير نمادين و موثر خواهد داشت.

درود بر شما دختران و زنان خلاق!


Tuesday, February 17, 2015

شعله های آتش


شعلهای آتش با هجوم مردم و انداختن سطل-سطل آب فروکش میکند. جوان لحظهی مینشیند و گویا تکرار میکند که وصیت نامه ام را نوشته ام, آب از سرم گذشته و شاید برای آخرین بار میگوید؛ ن ا م ه. ن ا م ه. وص....ی ت... و با پُشت میافتد, بدن نیم سوخته اش روی زمین وِلو میشود و برای همیشه عشق اش را تنها میگذارد.

خودسوزی یک فروشنده ی تونسی, خیزش عظیم مردمی را بدنبال داشت و بعد از سقوط سلطنت زین العابدین بن علی, آنچه را که بعدها به "بهار عربی" نام اش نهادند, بدنبال داشت. بهارعربی هرچند تحلیل خوشبینانه ی کارشناسان شرق میانه را بهمراه داشت ولی در عمل تغییر چندانی به حال و روز مردم این منطقه بدنبال نداشت؛ هرچند حداقل تونس با سوختن آن مرد, مزه ی دموکراسی را مزمزه کرد.

تجاوز, قتلهای ناموسی, آزارخیابانی و صدها درد از این دست, مردم افغانستان را کلافه کرده است و این بار جوان افغان نه بخاطر تنگنای اقتصادی و دلایل سیاسی بلکه بخاطر تعرض بیشرمانه به نامزد اش خود را به آتش میسپارد تا شاید وجدانهای واکسینه شده ی ما در مقابل این امراض شوم, کمی تکان بخورند و حساسیت نشان بدهند. گمان نمیکنم که جز تعداد اندکی, به آن حساسیت نشان بدهند و تظاهرات فراگیری مانند انچه در ضدیت با " مجله کاریکاتور شارلی ابدو" انجام شد, سازمان دهی کنند.

ما در زمانه ی بدی گرفتار شده ایم. انسانیت ما در زمستانی ترین روزهای کشور, یخ زده و کرخت شده است. کسی فکر نمیکند که انسان, در متونیکه به آن عقیده داریم, جانشین و خلیفه ی خدا در روی زمین است. انسانیت ما ارزش معنوی دارد و کشتن یک شخص, به قیمت گرفتن جانش اش تمام میشود. در جامعه ی ما اما, انسانیت مفهوم واقعی اش را ندارد و باتوجه به کشته شدن همه روزه ی افغانها, وجدان جمعی ما کمتر به عمق این قضایا پی میبرد و اینست که حساسیت ما نسبت به ارزش جان یک انسان و آنچه علت خودسوزی این جوان پنداشته میشود, بی حس و ساکت است. در مقابل اگر کسی در شبکه های اجتماعی و یا کدام جای دگر مثلا بنویسد که " مسی مسلمان شد" همه با بهبه و چهچه آنرا شریک کرده و بال بال میزنند و یا اگر خبر شویم در فلان جای دنیا مثلا شخصی به کتاب ما توهین کرده است؛ بدون اینکه اول دنبال واقعیت و انگیزه آن برویم, بشکل خودجوش تظاهرات ترتیب میدهیم و در و پنجره ی خود و همسایه را شکسته, مکتب را با کتابهایش یکجا به آتش میکشیم و بعد با افتخار میگوییم که ما از حریم اسلام دفاع کرده ایم.

اینکه از کجا شروع کنیم و چگونه وجدانهای واکسینه شده ی ما از خواب غفلت بیدار شوند, هنوز سوالی است که پاسخ جدی ندارد. برای جوان ناکام و هموطن ام شدید متاسفم و نا امیدانه امیدوارم که فرجی شود و ما از این خواب سنگین رهایی یابیم. و همچنان امیدوارم که خودسوزی جوان ناکام هموطن ام نقطه ی عطفی شود, برای نابودی کامل عوامل آن.


بر گرفته از صفحه فیسبوک Dawlatshah Poyesh