Sunday, February 15, 2015

"معلمی که عزیز است"


"معلم عزیز" واقعا چنین است. معلم است و عزیز است. از وقتی اورا می شناسم معلم بوده است. از همان سالهایی که با سقوط طالبان درهای مکاتب باز شده بود و او با جمع کوچک در جایی که آنزمان شهرکابل تمام می شد (پل خشک) معرفت را تهداب گذاشتند. معرفت پیش از آن در پیشاور تاسیس شده بود.
از آن پس، معلم عزیز، با آنکه هر ازگاهی با سیاستمداران دمخور شد و در زمانه هایی چون دوران انتخابات اول دوم و سوم ریاست جمهوری و نیز پارلمانی، تبدیل به کنشگر سیاسی می شد، اما پس از فرو نشینی غایله، به معرفت باز می گشت و "رویش" می شد.
رویش را در روزهایی دیده ام که لبانش از سرما کبود بوده صدایش می لرزیده اما در کلاس های سرد معرفت... در کورس های زمستانی درس می داده.

Tuesday, February 10, 2015

Aziz Royesh

Aziz Royesh, a teacher and activist from Afghanistan, selected among the best 50 teachers in the world. I hope he gets to the next round (best 10) and ultimately the best in the world


وارثین افشار سربه آخور و گوش به فرمان قاتلین افشار!

حادثه افشار فراموش ناشدنی است و نباید فراموش کنیم. باوجود که در جنگ‌ها و قتل عام‌های قدرت طلبی به نام قوم، خیر و نعمت نصیب هیچ قوم و خانواده نشده و نمی‌شود. بل نتیجه اش بی‌چارگی، آوارگی، فقر، گرسنگی، یتیمی و هزارها بدبختی دیگر است.
امادر این روزها در مورد افشار سخن می‌گویند. همه افشار را زخم ناسور می‌دانند و من فاجعه افشار را فریادی آگاهی می‌دانم. اما درد و رنج من تنها از حادثه آن روز افشار نیست. درد ورنج من از عمل کرد بزرگان و مردم امروز است که حادثه افشار را زخم ناسور و درد نا درمان تاریخ می‌خواند و خود را وارثین مطلق افشار می‌دانند اما عاملین افشار را پرستش می‌کنند. 
کسی که آن روز فرمان داد و قتل عام افشار را از دیدگاه انسانی، دینی و سیاسی مجاز خواند، باویرانی و نابود کردن افشار قصرهای فرعونی وکانون فتوا فروشی سربرآورد؛ اما امروز باز ماندگان قربانیان فرمانش را با کمال میل در امورات دنیایی و آخرتی خود عملی می‌کنند. برای من این زخم ناسور تاریخ است. 
به فرمان کسی که آن روز بالای سینه‌های دختران و زن‌های افشار ( خواهران و مادران مان) پربازی شد و نیروهای فاسدش به آنها گروپی تجاوز کرد و از هیچ گونه اعمال غیر انسانی دریغ نه ورزید کرامت انسانی را لگد مال کرد،اطفال و کودکان را با نوک برچه و گلوله سیراب کرد و هرنوع وحشی‌گری را مجاز گفت اما!!! امروز ما نه تنها از چنین کسی نفرت نداریم بلکه او را به عنوان نماینده مطلق خدا در روی زمین می دانیم. 
اگر افشار برای ما زخم ناسور و درد نا درمان و جنایت فراموش ناشدنی است پس باید بدانیم که عاملین افشار نیز برای ما جنایتکار، فاسد و خونخوار است نه فرشته نجات دنیا و آخرت مان. اگر به خون سرخ قربانیان افشار احترام داریم پس بدانیم که قاتلين آنها دشمن نسل امروز و فردای ماست. اگر آن روز فرمانش دروغ، ناروا، جنایت و نیرنگ بود پس باید بدانیم که گفتار امروزش نیز دروغ است. پس حالا وقتش رسیده که سر خود را از آخور چنین مکاران زمین و زمان بیرون کشیم و با چشمان باز به اطراف مان بنگریم و فریاد قربانیان مان را به فراموشی نسپاریم تا قتل عام های دیگری تکرار نشوند. 
ما باید هم جهت باخون سرخ قربانیان افشار حرکت کنیم؛ چون آنها باخط سرخ، راه، حرکت، دوست و دشمن را به ما نشان داد و هرکدامش در آخرین نفس های زندگی‌شان فریاد کشید که به نااهلان اعتماد نکنید که از پشت به شما خنجر خواهدزد پس باید دست از دامن و پرستش قاتلین افشار برداریم تا بار دیگر افشار دیگر را تجربه نکنیم. 
بیست و دوی دلو فریاد آگاهی، سیاسی، مذهبی و فریاد فریب نخوردن با شعارها، چهره‌ها و گفتارهای دروغین!

بر گرفته از صفحه فیسبوک :هاشم هدایت